اصطلاحات متداول 2

اصطلاح

 

 

 

درادامه ی اصطلاحات متداول به اصطلاحات زیرمیتوان اشاره کرد.

 

 to pitch in

هنگامی که میخواهید چند نفررابه منظورانجام کاری دورهم جمع کنید ازاین اصطلاح استفاده کنید.

مثال:

برای تولد سارا بهتره همه با هم پول جمع کنیم یک هدیه ی خوب براش بخریم.

.It’s better to pitch in and collect money to buy Sara a good present

 

to go cold turkey

مورداستفاده به هنگام ترک کردن ناگهانی عادتی که برای سلامتی بدن مضراست مثل سیگارکشیدن و یا نوشیدن الکل.

مثال:

.My dad quit smoking like cold turkey

پدرم ناگهان سیگارکشیدن را ترک کرد.

 

To face the music

این بدان معناست که باید نتیجه ی کاری که کرده ایم را قبول کنیم چه بد چه خوب, که بیشترهم نتیجه ی بد آن است.

مثال:

.I didn’t study much and now I have to face the music because I got a low grade

زیاد درس نخونده بودم و حالا هم باید با نتیجه ش روبرو بشم چرا که نمره ی خوبی نگرفته بودم.

 

To be on the ball

هنگامیکه شما برای هرپیش آمدی آمادگی دارید و خودراحاضرکرده اید این اصطلاح کاربرد دارد.

مثال:

.Wow, your wedding is next month and you did all the things already. You are on the ball alright

عروسیت ماه آینده ست اما تو همه کارهاروکردی. واقعا که کارت درسته.

 

To ring a bell

اگر کسی یا چیزی باعث می شود که شما چیزی را بخاطربیاورید میتوانید ازاین اصطلاح استفاده کنید.

مثال:

.Being in this place rings a bell for me. I think I have been here before

اینجا یه چیزی رو به خاطرم میاره. انگارقبلا اینجا بودم.

 

Rule of thumb

این بدان معناست که درمورد چیزی صحبت می کنیم که براساس قواعد علمی نیست بلکه براساس تجربیات و یا دانسته های فردی ست که دربیشترجاها انجام شده و اکنون همه استفاد ه میکنند.

مثال:

.As a rule of thumb you should open a door for a lady

همیشه باید در را برای خانومها بازکنی این یک احترامه.


آموزش آنلاین زبان انگلیسی

 

 

 

آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.