اصطلاحات جالب زبان انگلیسی بخش نود و سوم

اصطلاحات پایه در زبان انگلیسی

 

 

 

 

اصطلاحات روزمره و کاربردی در زبان انگلیسی

 

 

 

.It’s beyond my ken

از این موضوع سر رشته ندارم.

 


Fall between to stools

از اینجا رانده و آنجا مانده

.You can’t please both sides: If you try you may fall between two stools and please neither of them

تو نمیتونی رضایت دوطرف رو جلب کنی. چون اگر اینکارو بکنی مثل اینه که وسط یا بینِ دوتا صندلی بیفتی که هیچکدوم رو راضی نمیکنه.

 


.Does not have two cents to rub together

از بی کفنی زنده است.

 


He pressed for money

از بی پولی در مضیقه بودن

.I am badly pressed for money

من از بی پولی بدجوری در مضیقه هستم.

 


Have a narrow escape

از بیخ کسی خطر رد شدن

.I had a narrow escape yesterday

من دیروز خطر از بیخ گوشم پرید.

 


Destroy something root and branch

از بیخ و بن خراب کردن

.I will destroy your organization root and branch

من سازمان تو را از بیخ و بن خراب کردم.

 


Run somebody off their feet

از پا انداختن

.Before Charismas she shops assistant are run off their feet

قبل از کریسمس همه ی فروشنده های فروشگاه از خستگی از پا میافتند.

 


Walk one’s leg off

ار پا افتادن (به خاطر پیاده روی)

.I have walked my legs off

من از پا افتاده ام

 


آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی

 

 آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.