اصطلاحات جالب زبان انگلیسی بخش صد و پنجاه و دو

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

 

 

 

آشنایی با اصطلاحات رایج و کاربردی در زبان انگلیسی 

 

 

 

Shake (someone) hand

دست دادن

 

Greet another person by clasping right hands

.We shook hands when we met. Then he shook my hand when he left

وقتی همدیگر را ملاقات کردیم، با هم دست دادیم. سپس وقتی که او آنجا را ترک کرد با من دست داد.

 


Be around

در نزدیکی بودن، در مجاورتبودن، در همسایگی بودن

To be in the vicinity, to be in the presence of

.It’s funny. When I’m around Sara, I get nervous. Sara also gets nervous when I’m around

خنده دار است. وقتی نزدیم سارا هستم، عصبی میشوم. وقتی هم که من نزدیک سارا هستم او نیز عصبی میشود.

 


(Break(one’s

دل کسی را شکستن، دل کسی را آزردن

To hurt one’s feeling deeply

.When Sara and I broke up, it broke my heart

وقتی من و سارا قطع رابطه کردیم، دل من شکست.

 


Cannot stand

دوست نداشتن، تحمل نکردن

To despise, to dislike, to be unable to tolerate

.Sara and Ali can’t stand selfish people

سارا و علی نمیتوانند افراد خودخواه را تحمل کنند.

 


Find fault with

ایراد گرفتن از ، انتقاد کردن ازف خرده گرفتن از، عیب جویی کردن از

To criticize, to complain about

!Don’t find fault with others; they may find fault with you

از دیگران ایراد نگیرک ممکن است آنها هم از تو ایراد بگیرند!

 


Get back together

دوباره با هم بودن، دوباره به هم پیوستن

To be rejoined, to make up

.I was afraid that Sara and Ali would get a divorce. I’m so glad they got back together

میترسم که سارا و علی طلاق بگیرند. خیلی خوشحالم که آنها دوباره با هم هستند.

 


   آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی

 

آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.