اصطلاحات جالب زبان انگلیسی بخش صد و پنجاه و یک

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

 

 

 

آشنایی با اصطلاحات رایج و کاربردی در زبان انگلیسی 

 

 

Come from

اهل جایی بودن، ریشه در جایی داشتن

To originate in, to be born and reared in

.I come from a small town, but my wife comes from New York City

من اهل شهر کوچکی هستم. اما همسرم اهل شهر نیویورک است.

 


Feel at home

احساس راحتی داشتن، احساس خانه خود را داشتن

To feel comfortable, to feel at ease

.Everyone here is so friendly. I feel right at home

همه در اینجا بسیار خوش برخورد هستند. من واقعا احساس راحتی میکنم.

 


Feel funny

احساس ناخوشی کردن، احساس ناراحتی کردن

To feel uncomfortable, to feel ill at ease

.She’s a strange person. I feel funny when she’s in the room

او فرد عجیبی است. وقتی او در اتاق است، احساس راحتی نمیکنم.

 


Feel left out

احساس طرد شدگی

To feel rejected or excluded

.When Ali wasn’t invited to your birthday party, he felt left out

وقتی علی به مهمانی جشن تولد تو دعوت نشد، احساس طرد شدگی کرد.

 


Go out of one’s way

تلاش زیادی کردن

To make a special effort

.You should go out of your way to make a stranger feel at home

برای اینکه یک غریبه احساس راحتی کند، باید تلاش زیلدی بکنی.

 


Leave someone alone

تنها گذاشتن، به حال خود گذاشتن

Not to interfere with or interrupt, to permit to be alone

.Your mother is busy. Please leave her alone

مادرتان سرش شلوغ است. لطفا او را تنها بگذارید.

 


   آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی

 

آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.