اصطلاحات جالب زبان انگلیسی بخش صد و چهل و نهم

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

 

 

 

آشنایی با اصطلاحات رایج و کاربردی در زبان انگلیسی 

 

 

 

All over

کاملا تمام شده

Completely finished

!That car almost hit me! I thought it was all over for me

آن ماشین نزدیک بود به من بزند! فکر کردم که کارم تمام شد!

 


Be fond of

مشتاق و شیفته چیزی بودن، به چیزی علاقه داشتن

To like, to care for, to have affection for

.Linda is such a sweet person. I’m very fond of her

لیندا شخص بسیار شیرینی است. من بسیار شیفته ی او هستم.

 


Break up

قطع رابطه کردن، متارکه کردن

(To dissolve a friendship or loving relationship; to divorce (said of the married couple

.Did you hear the news? Ali and Sara broke up last night

آیا خبر را شنیده ای؟ علی و سارا دیشب قطع رابطه کردن.

 


By and by

پس از مدتی، کم کم، به تدریج

After a period of time, after a while

.At first, I liked her. By and by I began to love her

ابتدا او را دوست داشتم. پس از مدتی کم کم عاشق او شدم.

 


Call on

بازدید کردن، دیدن کردن، سر زدن

To visit

.Let’s call on Sara the evening. We haven’t seen her in weeks

بیا امروز عصر به سارا سر بزنیم. چند هفته ای است که او را ندیده ایم.

 


Drive (someone) away

دفع کردن، از خود دور کردن

To chare away, to repel

.The dogs drove away from the intruder. They drove him away yesterday

سگ ها فرد متجاوز را رد کردند. آنها دیروز او را رد کردند.

 


   آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی

 

آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com

 

 



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.