اصطلاحات جالب زبان انگلیسی بخش صد و چهل و هفتم

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

 

 

 

آشنایی با اصطلاحات رایج و کاربردی در زبان انگلیسی 

 

 

 

Get steady

فقط با یک نفر قرار داشتن، با یک نفر ملاقات کردن

To date only one person

.Well, look at that! Ali and Sara are going steady

خب به ان نگاه کن! علی و سارا تنها با هم ملاقات دارند.

 


Have a crush on

خراب کسی شدن، عاشق کسی شدن

To be very fond of, to be in love with

.Lee has always had a crush on Lucy

لی همیشه عاشق لوسی بود.

 


Have (one’s) heart set on

مشتاقانه خواستن، به چیزی دل بستن

To desire greatly

.I’m sorry John didn’t get that new car. He had his heart set on

متاسفم که جان آن ماشین جدید را نخرید. او به آن ماشین دل بسته بود.

 


Head over heels

منتهای درجه، بینهایت

Completely, enthusiastically

.Ali fell head over heels in love with Suzanne

علی بینهایت عاشق سوزان شد.

 


 

Blow (one’s) stack

عصبی شدن و کنترل خود را از دست دادن

To become angry and lose control of oneself

.Oh, no! if Ali finds out you spilled ink on her coat, she’ll blow her stack

ای وای! اگر علی بفهمد که تو جوهر را وی کتش ریختی، به شدت عصبانی میشود.

 


Blow (one’s) top

مشتاقانه خواستن، به چیزی دل بستن

To become angry and lose control oneself

.I knew it would happen! Ali found out about her coat and she blew her top

میدانستم که این اتفاق خواهد افتاد! علی داستان کتش را فهمید و از فرط عصبانیت کنترل خود را از دست داد.

 


Calm down

آرام شدن، خونسرد بودن

To gain control of oneself

.Later Ali calmed down and apologized for her behavior

بعدا علی آرام گرفت و به خاطر رفتارش معذرت خواهی کرد.

 


   آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی

 

آموزشگاه آنلاین زبان انگلیسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.