کلمات با نوشتار یکسان

کلمات با نوشتار یکسان 

 

  

زبان انگلیسی بعضی اوقات می تواند بسیار گیج کننده شود مخصوصا زمانی که به کلمات و یا قواعد گیج کننده و پیچیده ای برمی خوریم. در میان تمامی مفاهیم قواعدی زبان انگلیسی مانند زمان ها، فعل های modal، جمله های شرطی و ... تعداد مشخصی گروه کلمات وجود دارند که طرز نوشتار آن ها کاملا یکسان است اما معنای آن ها کاملا با یکدیگر متفاوتند.

به این گروه از کلمات contronyms گفته می شود. حتی اگر شما زبان انگلیسی را روان صحیت کنید یا در مراحل ابتدایی یادگیری زبان انگلیسی هستید مطمئنا با این کلمات برخورد داشته اید و در استفاده از آن ها دچار مشکل شده اید. برای آشنایی بیشتر با این گروه از کلمات این مقاله را بخوانید تا دیگر اشتباهات گذشته تان را تکرار نکنید.

1) To Overlook

معنای اول: نادیده گرفتن- مثال:

.The engineers overlooked the worker’s mistake

معنای دوم: دید داشتن از بالا یا مقامی بالا داشتن- مثال:

.The teacher overlooked the grade reports at the end of the class and she got really furious

2) To Rock

معنای اول: جرم ساکنی از سنگ- مثال:

.The annoying boys rocked my window

معنای دوم: تکان دادن چیزی به جلو و عقب- مثال:

.She gently rocked the baby to sleep

3) To Dust

معنای اول: جابه جا کردن ذرات برای تمیز کردن مکان- مثال:

.You should dust your table every day before starting your work

معنای دوم: پوشیده شدن جایی با مواد پودری- مثال:

.The chief dusted some pepper on the Turkish food

4)  To Sanction

معنای اول: تهدید به مجازات کردن برای عدام رعایت قانون- مثال:

.The traffic police impose sanctions on rash drivers

معنای دوم: اجازه دادن و یا موافقت کردن با موضوعی خاص- مثال:

.The angry boss didn’t sanction our request for more vacations

5) To Screen

معنای اول: محافظت کردن، پوشاندن و یا پناه دادن کسی یا چیزی- مثال:

.The protestors used their scarf to screen their faces

معنای دوم: نشان دادن و یا پخش فیلم یا برنامه تلویزیونی- مثال:

.News headlines were screened every second during the war

6) Fast

معنای اول: حرکت کردن با سرعت بسیار بالا- مثال:

.The policeman always drove the car very fast to catch the thieves

معنای دوم: ثابت

.The ship was held fast by the anchor chain

7) Wear

معنای اول: پوشیدن چیزی به عنوان لباس یا دکور- مثال:

.The child was very excited to wear the Halloween customs

معنای دوم: پوسیده شدن یا خراب شدن بر اثر اصطکاک یا استفاده بیش از حد- مثال:

.You should use your car really carefully to prevent them from wearing out

8) Buckle

معنای اول: سرعت بخشیدن به چیزی- مثال:

.The man buckled his belt and ran out of the door

معنای دوم: خم کردن، پیچاندن و یا متلاشی شدن تحت فشار

.The table was beginning to buckle as children jumped on it every day


 آموزش آنلاین و سریع زبان انگلیسی 

 

 

آموزشگاه آنلاين زبان انگليسی EN45.com



دیدگاه کاربران (0)
ارسال دیدگاه


پیام

ضمن تشکر از شما، دیدگاه با موفقیت ارسال شد. پس از تایید از بخش آموزش نمایش داده خواهد شد.