صفحه اصلی ثبت نام ورود دوره های آموزشی مقالات آموزشی کسب درآمد درباره ما تماس با ما
20 Nov

EN45

  0

اصطلاحات کاری انگلیسی

اصطلاحات کاری انگلیسی

فضای کاری

 

برای آموزش یک زبان بهتر است به مردمی که آن زبان،زبان مادریشان است توجه کنیم.آنها در بسیاری از موارد در انگلیسی برای بیان منظور خود از اصطلاحاتی در موضوعات مختلف استفاده می‌کنند که در اینجا من برای آشنایی بیشتر به برخی از اصطلاحات فضای کاری اشاره می‌کنم.


اصطلاحات مثبت کاری در انگلیسی :

 Up-to-date 

به روز، مدرن، امروزی

Modern

?This is a very up-to-date school. Did you see all the new equpment, the big library, and the number of new teachers

این یک مدرسه بسیار مدرن است. آیا تمامی تجهیزات جدید، کتابخانه بزرگ و تعداد معلمان را مشاهده کردی؟


 Go whole hog 

به طور کامل انجام دادن

.When Rachel and Bob throw a party, they go whole hog

وقتی راشل و باب مهمانی ترتیب دادند، همه کارها را به طور کامل انجام دادند.


 Go out of (one’s) way 

تلاش زیادی کردن، تلاش زیادی به خرج دادن

To make a special effort

.Lois want out of her way to invite George to the party and he still didn’t come

لوئیس، برای دعوت جورج به مهمانی تلاش زیادی کرد، اما بازهم جورج نیامد.


 Take (someone / something) with a grain of salt 

با قید احتیاط چیزی را پذیرفتن، کسی یا چیزی را باور نکردن

To accept with reservations, to believe only in part

.George likes to make up those stories he tells. You must take what he says with a grain of salt

جورج دوست دارد داستانهایی راکه میگوید از خودش در بیاورد شما باید چیزی را که او میگوید با احتیاط بپذیرید.


 Think highly of 

نسبت به کسی نظر خوبی داشتن، از کسی تمجید کردن 

To hold in esteem

.The students think highly of their English teacher

دانش آموزان نظر خوبی نسبت به دبیر انگلیسی شان دارند.


 Be well off 

ثروتمند بودن، زندگی آسوده داشتن

To be rich, to have more than is necessary

.Carlos is no millionaire, but he certainly is well off

کارلوس میلیونر نیست، اما یقینا زندگی آسوده ای دارد.


 Cut out for 

برای چیزی مناسب بودن، به درد چیزی خوردن

To be suited for

.Just because Robert likes music and poetry, you think he isn’t cut out sports

تنها به این دلیل که روبرت موسیقی و شعر را دوست دارد، شما فکر میکنید که او به درد ورزش نمیخورد.


اصطلاحاتی منفی در فضای کار:

 Yes-man 

آدم بله گو، بله قربان گو، متملق

A person who always agrees with his boss or superior

.Give me a strong, independentleader. I don’t want a bunch of yes-man

یک رهبر قوی و مستقل به من بده. من یک مشت آدم بله قربان گو را نمیخواهم.


 Under (one's) thumb 

زیر نظر کسی، تحت سلطه کسی

Under one’s domination

.I don’t know why, but I do everything she tells me to do. I'm afraid she has me under her thumb

نمیدانم چرا، اما هر کاری که او به من میگوید انجام میدهم. متاسفانه او مرا تحت سلطه خود دارد.


 Social climber 

جاه طلب

Someone who actively seeks to elevate his or her social position 

.In any society are those social climbers who wish to be highly thought by the company they keep

در هر جامعه ای افراد جاه طلبی هستند که آرزو دارند افرادی که با او معاشرت دارند از او تجلیل به عمل آورند.


 Be taken in 

فریب خوردن، گول خوردن

To be deceived

.Many children and adults are taken in by the clever ads on television

بسیاری از بچه ها و بزرگسالان فریب تبلیغات هوشمندانه تلوزیون را می خورند.


 Get (someone / something) wrong 

سوء تعبیر کردن، درست نفهمیدن

To misunderstand

.I prefer to read, rather than watch television. Don’t get me wrong! I like television, but I like reading better

ترجیح میدهم مطالعه کنم تا اینکه تلویزیون تماشا کنم. اشتباه متوجه نشوی! تلوزیون را دوست دارم، اما مطالعه کردن را بیشتر دوست دارم.


 Wast (one’s) breath 

بی نتیجه صحبت کردن، بیهوده بحث کردن، حرف مفت زدن

To lose one’s time and effort arguing

.Don’t waste your breath, she’ll never listen to anyone

بیخود بحث نکن، او به حرف هیچ کس گوش نمیکند.



  Register

Comments (0)

Send Comment


Message

فراگیری آسان انگلیسی

آموزش آنلاین زبان انگلیسی EN45

2010-2019 © All Rights Reserved.