صفحه اصلی ثبت نام ورود دوره های آموزشی مقالات آموزشی کسب درآمد درباره ما تماس با ما
20 Nov

EN45

  0

اصطلاحات ویژگی های شخصیتی

اصطلاحات ویژگی های شخصیتی

ویژگی های شخصیتی

 

در جوامع انگلیسی زبان همانند هر زبان دیگری از اصطلاحات بسیاری برای بیان منظور خود استفاده می‌کنند که در اینجا اصطلاحات مربوط به ویژگی های شخصیتی را برای شما قرار دادم.


اصطلا‌حات مثبت زبان :

 Have a good head on (one’s) shoulders 

 

با هوش و زرنگ بودن

To be intelligent and practical

.The first requirement for this job is that you have a good head on your shoulders

اولین شرط لازم برای این شغل این است که شما باهوش و زرنگ باشید.


 Have what it takes 

توانایی انجام کاری را داشتن

To have the required intelligence, ability, or courage

.To be successful in major league baseball, you must have what it takes

برای آنکه در لیگ اصلی بیس بال موفق باشی، باید توانایی انجام اینکار را داشته باشی.


 On the ball 

باهوش، هوشیار، گوش به زنگ

Alert, attentive

.If youare going to run for office and talk to a number of newspaper reports, you must always stay on the ball

اگر قصد دارید برای رسیدن به این مقام تلاش کنید و با تعدادی از گزارشگران روزنامه صحبت کنی، باید در همه حال هوشیار باشی.


 Rave about 

به به و چه چه کردن، با ذوق و شوق سخن گفتن

To talk enthousiastically about

.The boss raved about the growth in sales this mounth

رئیس در مورد رشد میزان فروش در این ماه با ذوق و شوق سخن میگفت.


 A man / woman of means 

آدم پولدار، شخص ثروتمند

A wealthy person

.Once I was poor, but now I’m a man of means! My aunt died and let me a fortune

زمانی فقیر بودم، اما اکنون آدم پولداری هستم! عمه ام مرد و ثروتی را برایم به جا گذاشت.


 Big shot 

آدم کله گنده، شخص مهم

An important person

.Sam is a big shot in local politics

سم در سیاست داخلی فرد مهمی است.


 Stuffed shirt 

فرد خوش ظاهر و توخالی

A pompous, boring person

.The mayor thinks he’s an important man, but he’s really a stuffed shirt

 شهردار فکر میکند که فرد مهمی است، اما واقعا آدم خوش ظاهر ولی پوچ است.


 Level-headed 

متین، منطقی، آرام، عاقل

Self-composed and sensible

.Gloria is always calm in every situation. She is the most level-headed person I know

گلوریا همیشه در هر شرایطی آرام است. او آرامترین فردی است که می شناسم.


 On the go 

بسیار فعال، کوشا

Very active

.Maria is busy all the time. I wonder where she gets the energy to stay on the go the way she does

ماریا همیشه سرش شلوغ است. درشگفتم که این همه انرژی برای این همه فعالیت را از کجا می آورد.


 Point out 

نشان دادن، جلب توجه کردن، خاطر نشان کردن

To indicate, to bring attention to

.Please point out my mistakes in this writing assignment. Point them out in red pencil

لطفا اشتباهات من را در این تکلیف نگارش نشان دهید. آنها را با مداد قرمز متذکر شوید.


آشنایی با برخی ویژگی های منفی شخصیتی در اصطلاحات انگلیسی:

 Soft-hearted 

مهربان، دل رحم، ساده لوح

Tender, merciful, generous

.Students often take advantage of soft-hearted teachers

دانش آموزان اغلب از معلمان مهربان سوء استفاده میکنند.


 Pushover 

آدم هالو، مطیع

Someone who is easy to influence or manipulate

.Robert believes anything you say. He really is a pushover

روبرت هر چیزی را که بگویید باور میکند. او واقعا آدم هالویی است.


 Wet blanket 

آدم ضد حال، مایه یاس

A person who discourages enthusiasm enjoyment

.Ali sulked during the entire movie. None of us could enjoy the show. He was such a wet blanket

علی در تمام فیلم اخم کرد. هیچکدام از ما نتوانستیم از نمایش فیلم لذت ببریم. او آدم ضد حالی است.


 Windbag 

آدم حراف، پرگویی

A talkative, boringperson

.That’s the longest most boring speech I never heard. I thought the old windbag would never shut up

آن طولانی ترین و خسته کننده ترین سخنرانی است که تا کنون شنیده ام. فکر میکردم که ای این آدم حراف هرگز خفه نمیشود.


 Hard-hearted 

سنگدل، بیرحم

Without pity, merciless

.A hard hearted person rarely gives money to charity

یک آدم سنگدل به ندرت پولی را برای امور خیریه میدهد.


 (Look down on (someone 

با چشم تحقیر به کسی نگاه کردن 

To consider someone inferior

.Snobs are people who look down on others

افراد مغرور و افاده ای کسانی هستند که دیگران را دست کم میگیرند.


 Be on edge 

عصبی، خشمگین، زود رنج

To be nervous, irritable

.Excuse me for getting angry, I’m just on edge today

از اینکه عصبانی شدم پوزش میخواهم، من امروز خیلی عصبی هستم.


  Register

Comments (0)

Send Comment


Message

فراگیری آسان انگلیسی

آموزش آنلاین زبان انگلیسی EN45

2010-2019 © All Rights Reserved.