صفحه اصلی ثبت نام ورود دوره های آموزشی مقالات آموزشی کسب درآمد درباره ما تماس با ما
10 Dec

EN45

  0

اصطلاحاتی جالب برای امور اداری در خارج

اصطلاحاتی جالب برای امور اداری در خارج

 

حتما برای شما هم پیش اومده که به دلیل حل یکسری کاغذ بازی‌های اداری به آفیس ها و دفترهای شرکت ها رفته‌اید.اما اگر در خارج از کشور این کار را بخواهید انجام دهید چه؟تا به حال به آن فکر کردید که چه دیالگ ومکالمه‌هایی خواهید داشت؟امروز من تعدادی از اصطلاحاتی که ممکنه در این شرایط بکاربرده شوند را قرار دادم. امیدوارم برای شما جالب باشه و در امور اداریتون در خارج از کشور از آن‌ها استفاده کنین.

اصطلاحات کاربردی در خارج


At Get back

بازگشتن، برگشتن

To return

.I want to get back home by five o’clock

میخواهم تا ساعت پنج به خانه بگردم.


Get up to

نزدیک شدن به

To approach; to get close to

.The student was afraid of to go up o the teacher and ask for help

دانش آموز میترسید، به معلم نزدیک شود و درخواست کمک کند.


Had better

باید، لازم است، بهتر است

Ought to, should

.You had better wear your raincoat. It’s raining

بهتر است که بارانی ات را بپوشی. باران می بارد.


Live on

اقامت داشتن در، زندگی کردن در، به زندگی ادامه دادن

To dwell on a street, avenue, and so on

.I live on Keshavarz street

من در خیابان کشاورز زندگی میکنم.


(Look all over (for

همه جا را به دنبال چیزی گشتن، همه جا را جستجو کردن

 (To search everywhere (for

.The child looked all over the house for her lost doll

بچه برای پیدا کردن عروسک گمشده اش، همه جای خانه را گشت.


Make out

تشخیص دادن، سر در آوردن

To identify, to distinguish, to decipher

.In the dark, Carol couldn’t make out who was coming toward her. She couldn’t make anything out

کارول در تاریکی نمیتوانست سر در بیاورد که چه کسی به سمت او میاید. او نمیتوانست هیچ چیز را تشخیص دهد.


Put together

سر هم کردن، مونتاز کردن

To assemble

.This kite was easy to put together. My mother helped me put it together

سر هم کردن این بادبادک آسان است. مادرم برای درست کردن آن به من کمک کرد.


Read over

مرور اجمالی کردن، با عجله خواندن

To read hurriedly, to scan

.Please, read over my notes before the meeting. Read them over quickly

لطفا قبل از جلسه یادداشت هایم را فورا بخوان. آنها را سریع مرور کن.


Run across

مصادف شدن با، مواجه شدن با، برخورد کردن به

To encounter, to find unexpectedly

.Mother ran across some old snapshots of us

مادر به چند عکس قدیمی از ما برخورد.


At the foot of

پای، پایین

(At the base of something (hill, statue, bed, mountain, and so on

.She kept a blanket at the foot of her bed

او پتویی را در پای تختش نگه میداشت.


Fill out

پرکردن، تکمیل کردن

To complete

.Everyone must fill out several forms to obtain a passport. Fill them out carefully

همه باید برای گرفتن پاسپورت چندین فرم را تکمیل کنند. آنها را به دقت تکمیل کنید.


Go through

انجام دادن، متحمل شدن، طی کردن، گذراندن

To endure, to experience, to undergo

.Parents go through a lot to educate their children

والدین برای تحصیل فرزندانشان، سختی زیادی را متحمل میشوند.


Have to do with

مربوط شدن به، ارتباط داشتن با

Pertaining

.I believe her job has to do with Customs Import Laws

عقیده دارم که شغل او در ارتباط با قوانین واردات گمرکی میباشد.


Look at

بازرسی کردن، معاینه کردن، نگاهی انداختن

To examine, to inspect

.I always look over my homework before I turn it in. You should look yours over too

همیشه قبل از اینکه تمریناتم را تحویل دهم آنها را بررسی مکنم. شما هم بلید به تمرینات تان نگاهی بیاندازید.


Look up

گشتن، پیدا کردن، جستجو کردن

To consult a reference book for, to search for

.I need to look up her number in the telephone book. I looked it up last week but I forget it

من باید شماره او را در دفتر تلفن جستجو کنم. هفته ی قبل به دنبال آن گشتم، اما شماره اش را فراموش کردم.

Bring back

بازگرداندن، مرجوع کردن

To return something

.You didn't bring back the book you borrowed from me. Please bring it back today

کتابی را که از من قرض گرفتی، باز نگرداندی. لطفا امروز آن را به من برگردان.


By the way

ضمنا، راستی

Incidentally

.By the way, your husband told me that his mother is coming for a visit

ضمنا شوهر شما به من گفت که مادرش برای بازدید میاید.


Crack a book

خواندن، مطالعه کردن

To read, to study

.If you don’t crack a book, you’ll never pass the exam

اگر شما مطالعه نکنی، هرگز در امتحان قبول نمیشوی.


Come in

وارد شدن، داخل شدن

To enter

?Won't you come in and have a cup of coffee

داخل نمیایی تا یک فنجان قهوه بخوری؟


Fill in

کامل کردن، پرکردن

(To complete (said something missing or left blank

.In the exercise section of this lesson fill in the blanks with the idiom. Fill them in correctly

در بخش تمرینات این درس، جاهای خالی را با اصطلاحات پر کنید. آنها را به درستی پر کنید.


 

امید وارم اصطلاحاتی که اینجا مطرح شد براتون جالب بوده باشه.حتما در امور اداری شما برای خارج از کشور کاربردی خواهد بود.


  Register

Comments (0)

Send Comment


Message

فراگیری آسان انگلیسی

آموزش آنلاین زبان انگلیسی EN45

2010-2019 © All Rights Reserved.